تاثیر منفی رابطه ی دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج

      ۱۲ مرد ۱۳۹۳      ۰      35 بازدید        

تاثیر منفی رابطه ی دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج

the-negative-effect-of-the-relationship-between-the-boy-and-girl-before-marriage-nazdoone.com

موضوعی که همگان را آزرده خاطر می کند:

آسیب شناسی روابط دختر و پسر قبل از ازدواج

مقدمه‏:

واژه «انسان» بنا بر این که از ریشه انس مشتق شده باشد، نمایانگر این است که در وجود او میل به انس گرفتن و مأنوس واقع شدن نهفته است. اما آن چه در این میانه اهمیت دارد کیفیت و چگونگی استفاده از این میل است و بررسی آسیب‏های بی ضابطه بودن آن و این که خداپسندانه‏ترین و عاقلانه‏ترین نوع آن کدام است؟

ما در بین جوانان که این مسأله محبت ورزیدن و دوستی کردن شیوع بیشتری دارد، کم و بیش با نوعی بحران و مسئله‏ای بنام دوستی با جنس مخالف مواجه هستیم. گفتار حاضر پیرامون این مسأله به بحث می‏پردازد و آسیب‏های روابط بین دو جنس مخالف و دوستی‏های طرفینی را مشخص می‏نماید و دلایل مخالفت با این گونه دوستی‏ها را تبیین می‏نماید.

۱- اصل دوستی و محبت‏
هر انسان سالمی به این نکته اعتراف می‏کند که در وجود خود میل و گرایش به محبت کردن و دوست داشتن را احساس می‏کند. آیات و روایات نیز این اصل را مسلّم فرض کرده و از این رو بیشتر به جهت دهی صحیح این گرایش پرداخته است؛ مثلاً حقوق دوستان بر یکدیگر، شرایط دوست خوب، وظایف دوست در قبال دوست، دوست بد و پرهیز از آن و ویژگی‏های آن‏ها را بیان داشته است. نتیجه این که این میل و گرایش که نعمتی است بس عظیم، مثل سایر امیال (میل به غذا،…) باید هدایت و کنترل شود و در مسیر صحیح قرار گیرد تا بتواند در جهت کمال و رشد انسان مفید واقع شود. پروردگار ما در این زمینه هم مثل سایر موارد، به واسطه پیشوایان دین ما را راهنمایی کرده است و مسیر صحیح استفاده از این گرایش و مسیر ناصحیح آن را نشان داده است که این به خاطر اهمیت وجود دوست در سرنوشت انسان می‏باشد، چرا که دوست هم می‏تواند انسان را به قله‏های کمال و سعادت برساند و هم می‏تواند باعث ضلالت و گمراهی انسان گردد؛ کما این که در آیات و روایات اشارات فراوانی به این مهم شده است، از جمله آیات:
«یَا وَیْلَتِی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِیلاً»(۱)
«الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ»(۲)

۲- معیار و ملاک دوست‏
در آئین اسلام معیارهای چندی در باب انتخاب دوست خوب آمده است که در این جا به ذکر چند نمونه بسنده می‏کنیم:
۱٫ اهل ذکر و یاد خدا باشند، نماز را برپای دارند.
«وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ»(۳)
۲٫ مسخره کننده دین و ارزش‏ها نباشد
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً»(۴)
۳٫ دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد(نوع حرف زدنش، پوشش، حرکات و…)
«وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»(۵)
۴٫ آن‏چه بر خود می‏پسندد، بر شما هم بپسندد و آن چه بر خود نمی‏پسندد، بر شما هم نپسندد
«… یُحِبُّ له ما یُحِبُّ لنفسه و یکره له ما یکره لنفسه»(۶)
۵٫ خیانت کار نباشد
امام صادق علیه السلام فرمود:
«المؤمن اخوالمؤمن عینه و دلیله لایخونه و لایظلمه و لایغشه و لایعده عدهً فَیُخلِفَهُ»(۷)

۶٫ اگر توانایی و قدرت خود را از دست دادید، دوستی او از بین نرود.(۸)
در مجموع می‏توان گفت آن دوستی مورد سفارش اسلام است که انسان را در رسیدن به هدف خلقت – که همان کمال است – یاری رساند.سئوالی که ممکن است در این جا مطرح شود این است که چرا باید اسلام ملاک و معیار انتخاب دوستی را تعیین کند؟ و اصلاً چه نیازی به معیار و ملاک در این زمینه است؟

در جواب باید گفت که این بسته به نوع عقاید و ارزش‏های انسان دارد؛ یعنی اگر ما معتقدیم که خالقی داریم که ما را دوست دارد و به راز خلقت ما و آن چه برایمان مفید و مضر است، از همه آگاه‏تر است معتقد خواهیم بود که او و فرستادگانش بهترین اشخاص هستند که می‏توانند در همه زمینه‏ها ملاک‏ها و معیارها را تعیین کنند و حد و مرزها را مشخص نمایند. اصولاً عقل هر انسانی حکم می‏کند که در هر امری حد و حدودی لازم است، مثلاً ما همان گونه که در مصرف خوراک و پوشاک و… رعایت اعتدال می‏کنیم و حدودی را لازم می‏شماریم، در امر دوستی هم این مراعات را نیاز داریم. پس این که گفته شود من از هر کس خوشم آمد، او را به عنوان دوست انتخاب می‏کنم، صحیح نیست؛ چون ما در امور معمولی هم حاضر نیستیم به هر کس اعتماد کنیم. به طور مثال اگر شما گوهر گران بهایی داشته باشید و بخواهید آن را به کسی بسپارید، آیا آن را به هر کس که خوشتان آمد می‏دهید یا به دنبال انسانی امین و کار درست می‏گردید؟ آیا قلب و دل و جان ما گران‏بهاترین گوهر وجودمان نیست؟ و آیا تقدیم آن‏ها به هر کسی که خوشمان آمد عاقلانه است؟

۳- تعریف دوستی دختر و پسر
منظور ما از دوستی دختر و پسر «آن نوع رابطه‏ای است که صمیمانه و گرم و عمدتاً پنهانی باشد که از طریق دیدارهای مخفیانه، رد و بدل کردن نامه، تلفن… ایجاد می‏گردد».(۹)

۴- این نوع دوستی آری یا نه؟
در مجموع معتقدیم که این نوع دوستی‏ها از نظر عقل، دین، عرف، تجربه و… صحیح نیست. دلایل این اعتقاد عبارتند از:
الف: دلایل دینی‏
۱٫ پشیمانی در قیامت: همان طور که قبلاً اشاره شد، در برخی آیات تصریح شده که در قیامت برخی افراد از این که در انتخاب دوست دقت لازم را نکرده و دوستان ناباب انتخاب کرده‏اند، پشیمان می‏گردند:
«الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ»(۱۰)
دقت کنید که خلیل یعنی دوست بسیار صمیمی (به زبان امروزی عاشق) باشید. معنای آیه این است که همه دوستی‏ها و دوستان فردای قیامت دشمن یکدیگر می‏شوند، مگر آن دوستی‏هایی که بر اساس تقوا بنا شده باشد؛ یعنی مورد رضایت خداوند بوده باشد.«یَا وَیْلَتِی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِیلاً»(۱۱)
کسانی دست حسرت می‏گزند که ای کاش فلانی را به عنوان دوست انتخاب نمی‏کردیم.می‏توان گفت از مصادیق و نمونه‏های روشن دوستی‏هایی که باعث پشیمانی در قیامت می‏گردند، یکی همین نوع دوستی‏های متعارف بین دختران و پسران است که بر اساس تقوا و پرهیزکاری نمی‏باشد.
۲٫ نوعی زنا می‏باشد:زنا اقسامی دارد و هر عضو اگر از چارچوبی که خداوند برای آن مشخص کرده فراتر رود، زنای آن عضو را مرتکب شده است.عن النبی‏صلی الله علیه وآله وسلم:
«لکل عضو مِن ابن آدمَ حظٌّ من الزّنا فَالعینُ زناه النظر و اللّسان زناه الکلام، الاُذُنان زناهما السمع و الیدان زناهما البطش و الرِجلان زناهما المشی»(۱۲)برای هر عضوی از اعضای بدن انسان نوعی زنا وجود دارد؛ زنای چشم نگاه است؛ زنای زبان سخن گفتن؛زنای گوش شنیدن؛ زنای دست‏ها لمس کردن و زنای پاها حرکت به سمت گناه.
۳٫ درد بی درمان: آزادی در روابط بین دو جنس مخالف، طبق برخی روایات باعث پیدایش دردهای فردی و اجتماعی می‏گردد که درمانی ندارد.عن النبی‏صلی الله علیه وآله وسلم:
«باعِدوا بین انفاس الرجال و النساء فَإنّه اذا کانت المعاینهُ و اللقاءُ کان الداءُ الذی لا دواء له»(۱۳)
بین مردان و زنان، حریم ایجاد کنید، زیرا شکستن این حریم‏ها آسیب‏های جبران‏ناپذیری دارد.
مولوی گوید:هیچکس را با زنان محرم مدار
که مثال این دو پنبه است و شرار(۱۴)

۴٫ نهی شدید از خلوت کردن زن و مرد نامحرم: از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است که فرمودند:
«ایّاکَ و الخلوهَ بالنساء والذی نفسی بیده ما خلا رجل بأمرأه إلاّ دخل الشیطان بینهما و لَاَنْ یزحم رجل خنزیر متلطِّخاً بطین و حماهٍ خیر له من ان یزحم منکبه امراه لا تحل له»(۱۵) از خلوت کردن با زنان پرهیزید! قسم به خدایی که جانم در دست اوست، مردی با زنی خلوت نمی‏کند، مگر این که شیطان وارد می‏شود. اگر خوکی آلوده به کثافت به انسان بخورد، بهتر است از آن که شانه زن بیگانه‏ای با مرد نامحرم برخورد کند.

۵٫ کرامت انسان از بین می‏رود: با مثالی شروع می‏کنیم؛ فرض کنید یکی از آشنایان شما هنرمند است و با خلاقیت هر چه تمام‏تر و زحمات طاقت فرسا تابلویی بی نظیر را نقاشی کرده است که به آن افتخار می‏کند، حال اگر چند نفر آدم دزد و خیانتکار آن را دزدیده و از بین ببرند، شما چه احساسی پیدا خواهید کرد؟ آیا ناراحت می‏شوید؟
پاسخ مثبت است، زیرا از او ربوده‏اند و… .حالا دقت کنیم به این آیه قرآن:
«وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ»(۱۶)
خداوند تاج کرامت و بزرگواری بر سر انسان نهاده است.حالا اگر کسی این تابلو را برداشت و به سرقت برد، آیا جای سرزنش هست یا نه؟ آیا اگر انسان از چشم خدا بیفتد و دارایی آخرت خود را از دست بدهد، سخت‏تر است یا در دنیا مالی را از او بربایند؟ آیا دوستی پسران با دختران که معمولاً حرف‏های عاشقانه بین آن‏ها رد و بدل می‏شود، سلب این کرامت از انسان نیست؟

۶٫ سلب غیرت: یکی از ویژگی‏های فرد مسلمان، داشتن غیرت و تعصب نسبت به امور مهم و حساس است؛ مثل مسأله دین، ناموس و… . در روایات فراوانی به این مسأله اشاره شده است.(۱۷)از باب نمونه:عن النبی صلی الله علیه وآله وسلم:
«انّ الغیره من الایمان»(۱۸)غیرت از ایمان نشأت می‏گیرد.
غیرت از صفات خدا نیز شمرده شده است و حتی بعض روایات علت حرمت کارهای زشت و قبیح را غیرت خدا ذکر کرده‏اند.عن النبی‏صلی الله علیه وآله وسلم:
«الا و ان اللَّه عزّوجلّ حرم الحرام و حد الحدود فما احدٌ اَغَیرَ من اللَّه عزوجل و من غیرته حرّم الفواحش»(۱۹)
آگاه باشید! خداوند بزرگ محرمات را حرام کرد و حدود را مشخص کرد. پس کسی غیرتمندتر از خدا نیست و بخاطر غیرتش فحشا را حرام کرد.بنابراین، ارتباط دوستی با نامحرم از طریق غیرمجاز، نشانه نوعی بی غیرتی نسبت به ناموس مسلمانان و حتی نسبت به ناموس خویش است، چرا که چنین افرادی کم کم از این که دیگران با ناموس آن‏ها دوست شوند ناراحت نمی‏گردند. لذا امیرمؤمنان علیه السلام می‏فرمایند:
«وَ عِفَّتُهُ عَلَی قَدْرِ غَیْرَتِهِ»(۲۰)
پاکدامنی شخص به میزان غیرت اوست.هر قدر نسبت به ناموس خود احساس غیرت کند، نسبت به ناموس دیگران نیز احترام قائل است. و تجربه هم این مسأله را نشان داده است.(۲۱)
ب: تبعات و پیامدهای اجتماعی‏
۱٫ ایجاد روحیه بی اعتمادی در جامعه و خانواده: وقتی روابط بین دختر و پسر عادی شد، کمترین نتیجه‏اش آن است که افراد در موقع خواستگاری نسبت به همسر آینده خود دچار شک و تردید می‏شوند که نکند او هم دوست پسری یا دوست دختری داشته است!؟ همین بی اعتمادی سبب نگرانی و اضطراب شده و چه بسا همین اضطراب در آینده زندگی آن‏ها اثری مخرب می‏گذارد.
۲٫ افزایش طلاق و فروپاشی خانواده‏ها: تصور کنید با شخصی ازدواج کرده‏اید و بعد از مدتی متوجه می‏شوید که همسر شما قبل از ازدواج، دوست دختر یا دوست پسری داشته است. چه حالتی به شما دست می‏دهد؟ حتی بر فرض اگر همسر شما همان دوست قبل از ازدواج شما باشد، آیا احتمال نمی‏دهید بعد از ازدواج نیز به دوستی‏های قبلی خود ادامه دهد؟ آیا شما همیشه مراقب او هستید؟طبق آخرین تحقیقات افرادی که قبل از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته‏اند، بعد از ازدواج در حل مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند.(۲۲)بنابراین، کسی که قبل از ازدواج عادت داشته که به نامحرم نگاه کند و همین نگاه مقدمه دوستی‏هایش می‏شد، پس از ازدواج هم به نامحرم نگاه خواهد کرد و چه بسا دختری یا زنی در نزد او از همسرش زیباتر جلوه کند. همین امر مقدمه‏ای می‏شود جهت بهانه‏گیری‏ها و بدخلقی‏ها که نتیجه نهایی آن طلاق است.بنابراین، نتیجه این دوستی‏ها، طلاق بیشتر و تبعات سوء طلاق مثل فرزندان طلاق، مشکلات روانی و روحی خصوصاً نسبت به خانم‏ها، عدم رغبت جوانان به تشکیل خانواده و تزلزل در نسل‏ها و… است.
ج: پیامدهای روانی و تربیتی‏
۱٫ افت تحصیلی: دوستی با جنس مخالف ] مشغول شدن فکر و ذهن‏] عقب ماندن از تحصیل‏
فوکویاما(متفکر آمریکایی):دانش‏آموزان آمریکایی شرکت کننده در المپیادهای جهانی، در مقایسه با کشورهای صنعتی دیگر، نازل‏ترین رتبه را داشته‏اند.(۲۳)
۲٫ بیماری‏های روانی و ناامنی: کاپلان و سادوک دو روان شناس غربی که کتاب هایشان منبع و مرجع اصلی روان‏پزشکان در دنیا است، حدود ۹۴ بیماری روان تنی را فهرست کرده‏اند که نتیجه روابط بی حد و حصر بین زن و مرد می‏باشد.(۲۴)
– دچار هیجانات کاذب شدن، مثل خیال ازدواج، خوش بختی و در نتیجه شکست روحی‏
– قربانی شدن دختران عموماً به خاطر از بین رفتن آبرو نزد خانواده و اقوام و حتی اقدام به خودکشی در برخی موارد.
به این خبر توجه کنید: پسری دوست دختر خود را در جاده چالوس از صخره پرت کرد و او را کشت، چون می‏خواست با شخص دیگری ازدواج کند، ولی او مانع بود.(۲۵)
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشت زندانی‏
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی‏
– ناآرامی انسان؛ چون غریزه جنسی فزون طلب است و دنبال دستیابی به لذت‏های بیشتر است، لذا آرامش ندارد.
۳٫مانع رشد و کمال: دوستی‏های غیر صحیح باعث می‏گردد دختر و پسر به صورت ابزاری در آیند و هر روز، تغییراتی در آرایش، پوشش، حرکات و… داشته باشند که این چیزی جز مشغول شدن به کارهای بی ارزش و دور شدن از هدف اصلی و شناخت خود و شکوفایی خلاقیت‏ها و عقب ماندن از قله کمال نیست. انسان در این صورت به دنبال خواسته‏های دیگران است و خودش را فراموش می‏کند.
– نیازهای انسان در یک تقسیم بندی به سه سطح تقسیم می‏شوند که با نمودار ذیل مشخص می‏شود:
نیازهای فردی ۱
نیازهای اجتماعی ۲
نیازهای بدنی ۳
هر چه سطح نیاز به سمت بالای مثلث برود، رفتارها شایسته‏تر و بهتر می‏گردد، چون در سطح ۳ فقط دنبال رفع نیازهای جسمانی است و در دومی مسائل اجتماعی و حفظ آبرو و شخصیت را در نظر دارد، اما در اولی دنبال کمال لایق است. معمولاً کسانی که دنبال دوست از جنس مخالف هستند، بیشتر به دنبال تأمین نیازهای بدنی خود هستند و این باعث عدم رشد آن هاست.(۲۶)
د: پیامدهای اقتصادی و سیاسی
تسلط کفار
ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز
کاشانه ما رفت به تاراج غمان خیز
اقبال لاهوری‏
غرق شدن جوانان در عشق‏های آن چنانی و دوستی‏های ناباب، نتیجه‏اش دوری از معنویات و رفتن به سمت فرهنگ غرب و در نتیجه تسلط غرب بر مسلمانان است.آیا تجربه اندلس اسلامی که جوانان را از راه فساد و فحشا غافل کردند و بر آن سرزمین تسلط یافتند برای ما کافی نیست؟
آیا توجه داریم که چرا آمریکا جهت جوانان مسلمان ما این همه هزینه می‏کند؟ آیا به یاد این شعر سعدی نمی‏افتیم که:
شنیدم گوسپندی را بزرگی‏
رهانید از دهان و چنگ گرگی‏
شبانگه کارد بر حلقش بمالید
روان گوسپند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ربودی‏
ولیکن عاقبت گرگم تو بودی‏
ه . تبعات اخلاقی‏
۱٫ تأثیرپذیری شخصیت: شکل گیری شخصیت انسان تابع نوع رفتار و کسانی است که با آن‏ها رفت و آمد دارد. بنابراین، نوع دوست در تعیین سرنوشت و ساختن حقیقت انسان بسیار مهم است .
گر در طلب گوهر کانی،کانی‏
ور در پی جستجوی جانی،جانی‏
من فاش بگویمت همی مطلب را
هر چیز که در جستن آنی،آنی‏
راستی آیا جوانی بهترین فرصت برای دستیابی به کمالات نیست؟ اگر جز این است چرا یکی از سئوالات مهم شب اول قبر سئوال از چگونگی سپری کردن جوانی است؟
مولوی می‏گوید:
جان همه روز از لگد کوب خیال‏
وز زیان و سود وز خوف زوال‏
نی صفا می‏ماندش نی لطف و فر
نی به سوی آسمان راه سفر(۲۷)
۲٫انحطاط اخلاقی:ریشه بسیاری از مفاسد اخلاقی از همین دوستی‏ها ناشی می‏شود که سبب سقوط انسان در گناه و معصیت می‏گردد. ما نمونه بارز آن را در جوامع غربی شاهدیم که طبق آمار در دهه ۱۹۹۰، از هر سه کودک آمریکایی، یکی نامشروع بوده است.از همین روست که انحطاط اخلاقی در غرب باعث نگرانی شده است.(۲۸)همین دوستی‏ها و نگاه‏ها باعث می‏شود از دیدن جمال یار و دوستی با او غافل شویم.
کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من‏
خود ندانستی بجز تو جان معنا دان من‏
هر چه بینم غیر رویت نور چشمم کم شود
هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من‏
۵٫ سیره عملی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و اهل‏بیت‏علیهم السلام‏
اگر پیامبر طبق نص قرآن اسوه حسنه است که:
«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»(۲۹)بدرستی که رسول خدا برای شما الگوی نیکویی است.بنابراین کافی است مروری بر سیره اجتماعی حضرت در این باره بیفکنیم:
۱٫ چشم هایش افتاده بود؛ یعنی نگاهش بیشتر به زمین بود.
۲٫ به هر کس به میزان فضیلتی که در دین داشت احترام می‏گذاشت و محبت می‏نمود.(۳۰)
۳٫ از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است:
«انّه نهی عن محادَثهِ النساء یعنی غیرَ ذوات المحارم و قال: لا یخلُوَنَّ رجلٌ بامرأهٍ فما من رجلٍ خلا بامرأهٍ الاّ کان الشیطانُ ثالثَهُما»(۳۱)
آن حضرت از گفتگوی مردان و زنان نامحرم با یکدیگر نهی کرده و می‏فرمود: نباید هیچ مردی با زن نامحرم در مکان خلوت گفت وگو کند، زیرا هیچ مرد و زن نامحرمی با هم خلوت نمی‏کنند مگر این که شیطان در خلوت آنان حضوری وسوسه‏انگیز پیدا می‏کند.
۴٫ امام باقر علیه السلام فرمود:«محادثه النساء من مصائد الشیطان» (۳۲)گفتگوی با زنان (نامحرم) از دام‏های شیطان است.
۵٫ امام صادق علیه السلام فرمود:«فیما أخذ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم من البیعه علی النساء ان لایحتبین و لایقعدن مع الرجال فی الخلاء » (۳۳)در بیعتی که رسول خدا از زنان گرفته است نشست و برخاست نکردن زنان با مردان در خلوت از جمله شرطهای بیعت اوست.
۶٫ امام صادق علیه السلام: علی علیه السلام از سلام کردن به زنان جوان کراهت داشت…(۳۴)
۷٫ حضرت زینب علیها السلام در مجلس یزید خطاب به یزید چنین فرمود:
«آیا سزاوار است که زنان و کنیزان تو در پناه پرده باشند ولی دختران رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم چهره‏هاشان نمایان باشد به طوری که مردان نامحرم به آنان چشم بدوزند»(۳۵)در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (عج) به نقل از آن بزرگوار می‏خوانیم که آن حضرت از برهنگی و پریشانی موهای خاندان عصمت و طهارت در عصر عاشورا چنان آزرده است که می‏فرماید:«من باید برای این صحنه خون گریه کنم»
۶٫ ویژگی‏های یاوران حضرت مهدی (عج)
اگر ما منتظر ظهور هستیم، پس باید قلب خود را محل عشق و محبت به حضرت قرار دهیم و از آن چه موجب نارضایتی اوست بپرهیزیم، چنان چه یاران حضرت در روایت این گونه توصیف شده‏اند:
– دور او می‏چرخند و از شدت عشق به حضرت با جان از او محافظت می‏کنند.
– مطیع اویند؛ حتی از کنیز در برابر مولای خود مطیع ترند.(۳۶)
آیا می‏شود سراغ دوستی از جنس مخالف رفت و حرف‏های عاشقانه به او زد و آن وقت دم از منتظر بودن زد؟
عن السجادعلیه السلام :
آگاه باشید که مبغوض‏ترین مردم نزد خدا کسی است که بر سنت و مذهب امامی باشد، ولی به اعمال او اقتدا نکند.(۳۷)
۷٫ راه‏های جلوگیری از دوستی‏های غیر صحیح‏
۱٫ تقویت مبانی دینی و اخلاقی در خود
۲٫ ترغیب به ازدواج و فراهم آوردن زمینه‏های آن‏
۳٫ مشغول شدن به فعالیت‏های علمی و هنری و…
۴٫ توجه به پیامدهای سوء آن‏
۵٫ کنترل نگاه؛ چرا که به قول احمد شوقی شاعر عرب:
«نظره ] فابتسامه ] فسلام ] فکلام ] فموعد ] فلقاء»
نگاه ] لبخند ] سلام ] سخن(گفتگو) ] قرار ] دیدار
حسن ختام‏
عاشق حالی نه عاشق بر منی
بر امید حال بر من می‏تنی‏
آن که یک دم کم،دَمی کامل بود
نیست معبود خلیل، آفل بود
و آن که آفل باشد و گه آن و این‏
نیست دلبر لااحب الآفلین‏
آن که او گاهی خوش و گه ناخوش است‏
یک زمانی آب و یک دم آتش است‏
برج و مه باشد و لکن ماه نه‏
نقش بت باشد، ولی آگاه نه(۳۸)

پی نوشت:
۱) سوره فرقان، آیه ۲۸٫
۲) سوره زخرف، آیه ۶۷٫
۳) سوره کهف، آیه ۲۸٫
۴) سوره مائده، آیه ۵۷٫
۵) سوره کهف، آیه ۲۸٫
۶) وسائل الشیعه، ج‏۱۲،ص‏۲۱۱٫
۷) همان.
۸) کافی، ج‏۲، ص‏۱۶۶٫
۹) احمدی، علی اصغر، روابط دختر و پسر در ایران، ص‏۱۱۳٫
۱۰) سوره زخرف، آیه ۶۷٫
۱۱) سوره فرقان، آیه‏۲۸٫
۱۲) مستدرک وسائل، ج‏۱۴، ص ۲۶۹٫
۱۳) مستدرک، ج ۱۴، ص ۲۶۴٫
۱۴) مثنوی معنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۸۷۲٫
۱۵) مرآه النساء، ص‏۱۱۷٫
۱۶) سوره اسراء، آیه ۱۷٫
۱۷) میزان الحکمه، ج ۷، باب الغیره.
۱۸) الفقیه، ج‏۳، ص ۴۴۴٫
۱۹) همان، ج ۴، ص ۱۱ .
۲۰) نهج البلاغه، حکمت ۴۷٫
۲۱) همان، ج‏۴، ص ۱۱٫
۲۲) روزنامه جمهوری ۲۹/۱۱/۸۰ به نقل از دکتر کاترین کوهان استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا.
۲۳) نشریه پگاه، شماره‏۲۲، ص‏۸٫
۲۴) نشریه یاران، شماره‏۱۳، شهریور۸۲٫
۲۵) روزنامه جام جم، ۲۴/۶/۷۹٫
۲۶) قائمی، علی، جوان و تشکیل خانواده، ص‏۱۲٫
۲۷) مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت ۴ – ۴۱۳٫
۲۸) پگاه، ش‏۲۲، ص‏۸٫
۲۹) سوره احزاب، آیه ۲۱٫
۳۰) المیزان، ج‏۶، ص‏۴۳۳٫
۳۱) دعائم الاسلام، ج‏۲، ص‏۲۱۴٫
۳۲) مستدرک، ج‏۱۴، ص‏۲۷۳٫
۳۳) کافی، ج‏۵، ص‏۵۱۹٫
۳۴) فروع کافی، ج‏۵، ص‏۵۳۵٫
۳۵) سیدبن طاووس، لهوف، ص‏۱۶۰٫
۳۶) بحار، ج‏۵۲، ص‏۳۰۸٫
۳۷) مکیال المکارم، ج‏۲، ص‏۵۲۰٫
۳۸) مثنوی معنوی، دفتر سوم، بیت ۳۲ – ۱۴۲۸٫

آیا ارتباط پیامکی با جنس مخالف، بدون شهوت و بدون هیچ قصد و نیت بد، اشکال دارد؟

چرا ارتباط دختر و پسر مشکل داره ؟ اگه فقط از طریق پیامک باشه، بدون شهوت و بدون هیچ قصد و نیت بد، اشکال داره یا خیر؟ اگه اشکال داره، خواهش می کنم منطقی به من بگید چرا؟

از مکاتبه تان با این مرکز حق شناسی کرده و سپاسگزاریم؛ امیدواریم همراه و راهنمای خوبی برایتان باشیم.
*** پرسشگر محترم؛ سؤال تان حاکی از این است که فردی مذهبی هستید و مسائل شرعی و دینی در زندگی تان اهمیت دارد، در غیر اینصورت به دنبال پاسخ این سوال نمی آمدید؛ اگر شما این نگاه دینی را همواره و در طول زندگی در خود حفظ کنید و در برخورد با شبهات و دو راهی ها از متخصصین دینی کمک بگیرید، از آسیب ها و وسوسه های شیطان در امان خواهید بود و سعادت دنیوی و اخروی نصیبتان می گردد ان شاء الله.
در مورد پرسشی که مطرح کردید باید بگوییم هر گونه ارتباط عاطفی و دوستانه دختر و پسر نامحرم (پیامکی، تلفنی، حضوری، مکاتبه ای، چت و …) و با هر توجیهی (بدون نیت بد، بدون شهوت، به قصد شناخت بیشتر، به قصد ازدواج و …) از نظر شرعی اشکال دارد و جایز نیست. گفتنی است رابطه علمی و کاری زن و مرد هنگام ضرورت، با رعایت کامل مسائل شرعی اشکالی ندارد ولی آن جا هم باید بسیار مراقب بود که این رابطه شکل دوستانه و عاطفی به خود نگیرد. پس اینکه شما گفتید «اگر این ارتباط دوستانه از طریق پیامک باشد، بدون قصد و نیت بد و بدون شهوت» نیز ، مصداق اینگونه ارتباط هاست و اشکال دارد. در ضمن ارتباط های پیامکی و تلفنی با توجه به گرایش طبیعی دو جنس مخالف نسبت به هم، به روابط حضوری نیز می کشد (تجربه های فراوان افراد، این را نشان داده) و ابعاد خطرناک تر و گسترده تری می گیرد که ترک آن رفتارها و رهایی از آسیب هایش بسیار مشکل می شود. توضیحاتی که در ادامه می آید این موضوع را بیشتر برایتان روشن می کند :
۱٫ اگر کسی بگوید من می خواهم با جنس مخالف رابطه عاطفی و دوستانه پیامکی و تلفنی داشته باشم بدون شهوت! حرفی متناقض گفته؛ چون اولاً به دلیل وجود غریزه جنسی که خداوند آن را در نهاد هر انسان سالمی قرار داده، دو جنس مخالف به طور طبیعی به هم تمایل دارند، و در رابطه های عاطفی، دوستانه و خارج از چهارچوب به دلیل این ویژگی انسان ها، مسلماً شهوت وجود دارد و کسی که آن را نفی کند تنها خود را فریب داده؛ ثانیاً شهوت در معنای اصلی خود به معنی میل و رغبت به چیزی است، و وقتی شما با اراده و اختیار خود، با جنس مخالفتان رابطه عاطفی و دوستانه برقرار کنید، به معنی این است که میل به این کار دارید و این میل هم به دلیل وجود همان غریزه جنسی است. پس فرض رابطه عاطفی و دوستانه دختر و پسر بدون وجود شهوت، فرض باطلی است. گفتنی است برخی اوقات این شهوت موجب صدور رفتارهای پرخطری چون ارتباط جنسی و … می شود و گاهی خیر؛ ولی اینها هیچ کدام تغییر در حکم این مسأله ایجاد نمی کند و هر دو گناه است و آسیب زا می باشد. این نوع رابطه ها، بهترین فضا را برای جولان شیطان و هوای نفس فراهم می کند و بسیار خطرناک است و فرد مسلمان از این رابطه ها اجتناب می کند تا رضایت خداوند را کسب کند و نه شیطان را.
۲٫ برخی می گویند ما می خواهیم با جنس مخالف رابطه داشته باشیم و حرف های معمولی بزنیم و نیت بدی نداریم و شهوتی هم در کار نیست! به این افراد باید گفت : چرا این حرف های معمولی را با دوستان هم جنس خود نمی زنید؟ وقتی به درون خود رجوع کنند می بینند رابطه با جنس مخالف برایشان لذتی دیگر دارد (و این همان شهوتی است که معطوف به نامحرم می باشد و گناه است). هر انسان عاقل و بالغی می داند که حتی فکر رابطه عاطفی با جنس مخالف و تصور آن در ذهن، تحریک کننده است، حال چه برسد به ارتباط! ؛ توجیهات مختلف نمی تواند واقعیت را تغییر دهد و نباید خود را فریب دهیم. البته گرایش زن و مرد نسبت به هم طبیعی است ولی باید از راه ایمن و شرعی به آن پاسخ داد که آن راه را دین مشخص کرده : ازدواج. برای ازدواج هم باید تلاش کرد و کمی صبر و تحمل نیز داشت تا شرایطش فراهم گردد.

پرسشگر محترم؛ ما در ادامه مطالبی را تقدیم تان خواهیم کرد تا شناختی صحیح نسبت به این گونه روابط و آسیب های آن پیدا کنید و این شناخت باعث جهت دهی صحیح به رفتارهایتان گردد؛ چرا که رفتارهای ما تابع اندیشه های ماست و اگر اندیشه های صحیح در وجود ما شکل بگیرد، رفتارهایمان نیز صحیح خواهد شد. ما تنها می توانیم حکمت تحریم این روابط و آسیب ها و پیامدهای منفی آن را برایتان رونمایی کنیم، بقیه راه با شماست چرا که ما صاحب اراده و اختیار شما نیستیم. اگر فردی اینها را قبول نکند، تنها خود متضرر می گردد. اکنون به توضیحات زیر که حکمت تحریم و پیامدهای منفی روابط دختر و پسر نامحرم پیش از ازدواج را نشان می دهد، توجه کنید :
* در ابتدا دو موقعیت فرضی و احتمالی را مثال می زنم و واکنش یک انسان سالم، بهنجار و عاقل را در آن موقعیت ها بیان می کنم :
– فرض کنید ماده ای بسیار زیبا و خوشرنگ در طبیعت وجود دارد، که دانشمندان به این نتیجه رسیدند برخی اوقات و به دلیل فعل و انفعالاتی که در آن صورت می گیرد نوری را از خود ساطع می کند که به محض برخورد به چشم، باعث نابینایی فرد می گردد و راهی هم برای جلوگیری از آن کشف نشده است. انسان عاقل هیچ گاه به سمت این ماده نمی رود. چرا؟ چون با امکان نابینا شدن مواجه است و با نرفتن به سمت آن ماده، می خواهد جلوی کور شدن خود را بگیرد.
– فرض کنید می خواهید به مغازه ای بروید که دو مسیر برای رفتن به آنجا وجود دارد. هنگامی که می خواهید وارد یکی از آن دو مسیر شوید، افرادی به شما می گویند، شیری از باغ وحش فرار کرده و در مسیری که شما قصد عبور از آن را دارید، آزاد است و هر کسی از آن جا رد شود، امکان دریده شدن و کشته شدنش وجود دارد. عکس العمل انسان عاقل در اینجا چیست؟ حتی اگر احتمال این را بدهد که آن افراد یک درصد به او راست گفته باشند، برای حفظ جان، مسیر خود را تغییر می دهد، چون با امکان کشته شدن توسط شیر، مواجه است.
* یکی از دلایلی که دین، انسان را از روابط بی چارچوب و خارج از شرع با جنس مخالف نهی می کند، امکان آلوده شدن به گناه است. به دلیل غریزه جنسی و کشش خدادادی که بین جنس زن و مرد وجود دارد (که برای شکل گیری ازدواج هم لازم است)، هیچ انسان سالم و عاقلی نمی تواند بگوید من در رابطه با جنس مخالف (رابطه دوستانه و عاطفی) به گناه آلوده نمی شوم؛ این امکان گناه، بدون شک وجود دارد. مکاتبات فراوانی با ما می شود که دختر و پسر (حتی به قصد ازدواج و شناخت بیشتر و آماده شدن شرایط) با هم رابطه پیدا کرده اند و به خود مطمئن بوده اند و می خواستند که شرعی هم عمل کنند ولی لغزیده اند و علاوه بر صدمات روحی حاصل از این رابطه ها، به وادی گناهان بزرگ نیز کشیده شده اند و حالا پشیمانند. آدمی از یک لحظه بعد خود با خبر نیست، آن هم در رابطه با این موضوع که به طور طبیعی جاذبه و کشش فراوانی دارد و یکی از مهمترین لغزش گاه های انسان است. حتماً داستان آن زاهد (مقدس اردبیلی) را شنیده اید که به او گفتند اگر با یک دختر تنها باشی چکار می کنی؟ گفت : پناه می برم به خدا. در ضمن، علاوه بر اینکه احتمال آلوده شدن و لغزش از طرف خود فرد وجود دارد، امکانی دیگر از طرف فرد مقابل هم هست. اگر طرف مقابل اقدام به کاری گناه آلود کند، طرف دیگر نیز درگیر خواهد شد. حتی اگر کسی بگوید من مقابله می کنم و جلوگیری می کنم!؛ چون به هر حال اتفاق رخ داده و در ذهن فرد همیشه باقی می ماند و این اتفاق را هم خود فرد با اقدام به این نوع رابطه ایجاد کرده است. پس امکان آلوده شدن به گناه در روابط دختر و پسر بسیار بالا و دو طرفه هم هست. گفتنی است در عصر حاضر، بسیاری از این دوستی ها از رابطه های پیامکی و تلفنی یا چت در اینترنت، آغاز می گردد و به روابط حضوری نیز کشیده می شود. فراوانی تجارب تلخ دراین نوع روابط (مورد سوء استفاده واقع شدن، از بین رفتن باکرگی دختر، باردار شدن دختر، درگیر بیماری های آمیزشی شدن، آبرو ریزی، عذاب وجدان شدید، افسردگی، خودکشی و …) به قدری است که آینده تاریک آن کاملاً واضح و مشخص است.
انسان عاقل و دیندار وقتی این آسیب ها را می بیند و با امکان گناه که فضای روح و فطرتش را آلوده می کند، مواجه می شود، هیچ گاه به سمت آن نمی رود. در مورد مسائل مادی (که دو مثال در بالا آوردیم) نوع بشر بسیار حساس تر است، و اگر موردی باشد که به جسم یا مال او آسیب بزند، از آن سریعاً حذر می کند، چون اگر به آن ها بی توجهی کند، اثرات منفی اش را فوری می بیند و حس می کند؛ اما در مورد آسیب های معنوی چون مشهود نیست، برخی افراد یا آن ها را قبول نمی کنند و یا می خواهند با توجیهات مختلف از آن ها عبور کنند. اما این توجیهات (که موافق با هوای نفس و در جهت کسب لذت های نامشروع است) مانع اثرات مخرب رفتارهای اشتباه ما نخواهد بود و به تدریج و در طی زمان، نتایج منفی اعمال غیر شرعی خود را هم در این دنیا و هم در دنیای ابدی خواهند دید

در اینجا برخی از پیامدهای منفی روابط عاطفی دختر و پسر، پیش از ازدواج را نیز برایتان رونمایی می کنم تا با مشکلات و عیوب این گونه ارتباط های غیر شرعی بیشتر آشنا شوید و حکمت تحریم این گونه روابط را نیز بهتر متوجه گردید و هیچ گاه با توجیهات مختلف به سمت این روابط نروید، چرا که تاریخ این گونه روابط غیر شرعی و بی چهارچوب به ما گوشزد می کند که انسان خودش را در دامی که بسیاری از خوش باوران ( حتی افراد مذهبی) در آن گرفتار شده اند، نیندازد :
۱٫ فقدان شناخت درست و واقع بینانه : معمولاً ادّعا می ‏شود این گونه روابط و دوستی‏ها به انگیزه ازدواج شکل می‏ گیرد، ولی با کمی دقّت فهمیده می‏ شود، روح حاکم بر این گونه دوستی‏ها، عشق‏ورزی کور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می‏ فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند. در حالی که تصمیم‏گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکیه بر عقلانیّت و خردورزی ممکن است. دوستی‏های قبل از گزینش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را کور می‏ سازد و اجازه نمی ‏دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف انجام می‏ گیرد. به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه، زندی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می ‏سازد.
۲٫ ایجاد جو بدبینی و ازدواج های ناموفق : ازدواج‏ هایی که ثمره ارتباط قبلی دختر و پسر است، با مشکلات متعددی مواجه است. از طرفی چون عشق و علاقه، قبل از شناخت دقیق یکدیگر شکل گرفته است، قدرت انتخاب را از آنان سلب می‏ کند و موجب می ‏شود بدون شناسایی دقیقِ طرف مقابل و خانواده او، اقدام به ازدواج کنند. بر این اساس، پس از گذشت مدتی از ازدواج و فرونشستن محبّت اولیه، دو طرف متوجه نقایص طرف مقابل و ناهماهنگی‏ ها می ‏شوند. مشاهده این موارد، زمینه گسست و درگیری را بین همسران فراهم می‏ کند. از سوی دیگر با توجه به ارتباط قبلی هر یک از دختر و پسر، آنها نسبت به همسر خود دچار سوءظن شده، حاکمیت فضای بی‏اعتمادی نیز به شکنندگی روابط آنها منجر خواهد شد. دختر و پسری که قبل از ازدواج با همدیگر ارتباط داشته‏اند، نمی‏ توانند به یکدیگر اعتماد کنند و همیشه این تصور وجود دارد که نکند همسرش با دیگری ارتباط دارد. پسر به خود می‏ گوید این دختر وقتی به راحتی با من پیوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابر این از کجا معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است. از کجا معلوم که در آینده با این که همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نکند؟دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد. بر این اساس این گونه ازدواج‏ها دارای پایه واساسی سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که در بیشتر اوقات منجر به طلاق و جدایی می ‏گردد.
بر اساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوج‏هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می‏ کنند زندگی زناشویی آنها با مشکلات عدیده‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می ‏شود. به گزارش ایسنا، دکتر «کاترین کوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت : طبق آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند. کوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد این است که زوجین چندان انگیزه‏ای برای حل درگیری ‏ها و حمایت از مهارت‏های خود ندارند. وی افزود: به نظر می‏ رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجر به طلاق می‏ شود. وی در پایان گفت: می ‏توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی‏ شود [روزنامه جمهوری اسلامی – ش ۶۵۷۱- ۲۹/۱۱/۱۳۸۰ – ص ۵]
۳٫ افت تحصیلی و رکود علمی : این گونه روابط باعث می‏ شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات ‏های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ‏ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری وروحی است. دل ‏مشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید می ‏آید بزرگ‏ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه‏ ها توصیه می‏ کنند. حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

۴٫ عدم استقبال از تشکیل خانواده : این گونه روابط و دوستی‏ها معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شکل می ‏گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود. متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی‏ شود. عشق حقیقی و پاک با هوس ‏های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی و افول می ‏نهد. جاذبه و دل ربایی‏ ها مربوط به روزها و ماه‏ های اول دوستی است؛ ولی دیری نمی ‏پاید که این روابط عادی شده و به جدایی می کشد. حس تنوع طلبی انسان از یک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث می ‏شود برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند. جامعه‏ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچ‏گونه ضمانتی برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبی‏ها و کمالات والای انسانی در پرتو تشکیل خانواده‏ای سالم، به فعلیت می‏ رسد.

۵٫ اضطراب، تشویش و احساس نگرانی : در دوستی‏های موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی‏ها وجود دارد، این گونه دوستی‏ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است. وجود افکار دیگری چون احساس گناه و نگرانی از تهدیداتی که برای فاش کردن روابط صورت می‏ گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد. بنابر این وجود چنین دلهره ‏ها و اضطراب ‏هایی که گاهی لطمه‏ های جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسیب‏های این گونه روابط است.

۶٫ تنزل موقعیت اجتماعی : ارتباط با جنس مخالف و افشا شدن آن، باعث لکه‌دارشدن آبروی دختر و پسر و خانواده آنها (مخصوصاً خانواده دختر) می‏ شود و به نوعی خانواده‌ها را دچار بحران‌ می‌کند. چه ‏بسا خانواده دختر یا خود دختر دیگر نتوانند در آن محل بمانند و مجبور شوند به شهر و دیار غربت مهاجرت کنند. حتی ممکن است خانواده‏ای، دختر خود را به قتل برساند.
۷٫ محرومیت از ازدواج پاک : هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاکی‏ها و نجابت است. پسران و دخترانی که در پی این روابط غیر شرعی هستند در حقیقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و این امر باعث می ‏شود که آن‏ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند. این گونه روابط ناسالم در ازدواج پسران مشکل ایجاد می کند و در آینده هم باعث عدم رضایت از زندگی می شود و دختران را نیز در معرض آسیب های فراوان و بعضاً جبران ناپذیر قرار می دهد.

۸٫ آلوده شدن به گناه : قرآن کریم و روایت معصومان (ع) انسان را از رابطه نامشروع با دیگران و نگاه‏ های شهوت‏آمیز برحذر داشته، وعده خسران و عذاب به مرتکبان چنین اعمالی داده است. قرآن کریم می‏ فرماید: قُل لِّلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ و َیَحْفَظُوا فُروجَهُمْ ذَلِکَ أزْکی … و َقُل لِّلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَیَحْفظْنَ فُرُوجَهُنَّ و َلاَ یُبْدینَ… زینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ … ؛ «به مؤمنان بگو! چشم‏های خود را [از نگاه به نامحرمان] فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند. این برای آنان پاکیزه‏تر است… و به زنان با ایمان بگو : چشم‏های خود را [از نگاه هوس ‏آلود] فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را آشکار ننمایند جز بر شوهرانشان …» (۱).
این آیه، به صراحت دستور داده است زن و مرد نامحرم به یکدیگر نگاه شهوت‏ آلود نداشته باشند. به‏راستی اگر به این آیه مبارکه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یکدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه هوس‏ آلود نکنند، آیا دوستی ‏ها و عشق ‏های خیابانی به ‏وجود می ‏آیند؟ اگرچه این آیه مربوط به مطلق نگاه‏ های آلوده به جنس مخالف است و از آن نهی می‏ کند، ولی می ‏توان به ‏عنوان دلیل قاطعی برای غیر مجاز بودن ارتباط دختر و پسر، از آن بهره برد؛ زیرا در ارتباط دختر و پسر هزاران نگاه آلوده رد و بدل می ‏شود و چه ‏بسا از حد نگاه شهوانی بگذرد و به ارتباط جنسی منجر شود.
قرآن کریم در آیه ۲۵ سوره نساء نیز به مردان سفارش می‏ کند با دخترانی که روابط پنهانی و دوستِ پسر دارند، ازدواج نکنند. قرآن کریم این عمل را زشت و ناپسند دانسته، و آن را در کنار افراد زناکار مطرح کرده است (۲)؛ همچنین در آیه ۵ سوره مائده به مردان توصیه می‌کند پاک‌دامن باشند و از روابط پنهانی با زنان پرهیز کرده، دوستِ دختر نگیرند (۳).
*** پرسشگر گرامی؛ ما مسمانیم و کلام خدا که در قرآن آمده است، برای ما حجت است و دو آیه بالا به ما می گوید : هیچ پسری نباید دوست دختر بگیرد و هیچ دختری هم نباید دوست پسر بگیرد ؛ آیا این آیات، دلیل محکمی برای نزدیک نشدن به اینگونه روابط نیست؟ ***
علامه مجلسی در روایتی از معصومان(ع) نقل می ‏کند که فرمودند : «کسی که به حرام دستش را به دست زنی برساند، چون به صحرای محشر درآید، دستش بسته باشد؛ و کسی که با زنان نامحرم، خوش‏طبعی، شوخی و مزاح کند، خداوند در عوض هر کلمه، سالیان زیادی او را در محشر حبس می‏ کند؛ و اگر زنی راضی شود که مردی به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید و یا با او خوش‏طبعی و شوخی کند، بر او نیز گناهی همانند آن مرد است» (۴).

نکته پایانی :
پرسشگر گرامی؛ ارتباط غیر شرعی دختر و پسر، یکی از بهترین فضاها، برای جولان هوای نفس و شیطان است؛ شیطان هنرمند قهاری است و این رابطه های نامشروع را به زیبایی توجیه می کند : «این کارها اشکالی ندارد»، «رابطه شما پیامکی است»، «ارتباط شما پاک است»، «شما که کار خلافی انجام نمی دهید»، «شما شهوتتان را کنترل کرده اید و نیت بدی ندارید» ، «شما که قصدتان ازدواج است و به زودی به هم محرم می شوید»، «شما که کار گناهی انجام نمی دهید»، «بگذارید همدیگر را بیشتر بشناسید»، «افرادی که مانع تان می شوند به شما حسودی می کنند» و هزار توجیه شیطانی دیگر. این گونه ارتباط، فرصتی طلایی را در اختیار هوای نفس و شیطان قرار می دهد تا فرد را از مسیر بندگی خدا خارج و در باتلاق گناه غرق کند. هیچ فردی نمی تواند بگوید من خودم را کنترل می کنم، من فلانم، من … ؛ تاریخ این روابط چیز دیگری می گوید. کسی منکر این نمی شود که ارتباط با جنس مخالف باعث تحریک غریزه و ایجاد لذت در فرد می شود. اما آیا باید هر لذتی را از هر طریقی به دست آورد؟ برای لذت بردن از جنس مخالف دین ما یک راه گذاشته است و آن ازدواج است و این گونه لذت را باید از این طریق به دست آورد. دین آمده است ما را برای درست زندگی کردن راهنمایی کند و به ما می گوید اینگونه ارتباط با نامحرم ( با هر توجیهی) بسیار آسیب زاست و پیامدهای منفی فراوانی برای زندگی دنیایی و اخروی فرد به ارمغان می آورد. اگر ما مسلمان هستیم باید راه دین را انتخاب کنیم و نه راه شیطان را. هوای نفس و وسوسه های شیطانی راه درست را مخدوش می کنند و راه نادرست را زیبا جلوه می دهند. این هنر شیطان است. حال ما هستیم و اراده و اختیارمان در یک طرف و راه دین و راه شیطان در طرف دیگر. میدان امتحان مهیاست. می توانیم راه درست را انتخاب کنیم و سعادتمند شویم و می توانیم راه اشتباه را انتخاب کنیم و آینده ابدیمان را به نابودی بکشانیم.

پی نوشت ها :
۱٫ سوره نور ، آیات ۳۱‌ -‌۳۰٫
۲٫ فَانکِحُوهُنَّ بِإِذنِ أَهْلِهِنَّ وآتوهُنَّ اُجُورَهُنَّ بِالمعرُوف مُحصَناتٍ غیْرَ مُسافِحاتٍ ولا مُتَّخِذاتِ أخْدان؛ «آنان را با اجازه خانواده‏ هایشان به همسرى خود درآورید و مهرشان را به‏طور پسندیده به آنان بدهید؛ به شرط آنکه پاک‌دامن باشند و زناکار و دوست‏گیران نباشند».
۳٫ وَلا مُتَّخذى اخدانٍ؛ «مردانى که دوست‏گیر از زنان نیستند».
۴٫ محمدباقر مجلسى، عین ‏الحیوه، ص۱۴۰٫

دسته بندی : آموزش جنسی, قبل از ازدواج
برچسب ها :

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد