استجابت دعا و تاثیر آن در زندگی

      ۳۱ شهر ۱۳۹۵      ۰      41 بازدید        

استجابت دعا و تاثیر آن در زندگی

 

در این مقاله قصد داریم تا روش هایی که می توانید دعای خود را استجابت برسانید حرف بزنیم و دعایتان استجاب شود ، تاثیر دعا در زندگی خیلی مهم است با دعای خوب می تونید زندگی خود را بیمه کنید با ما همراه باشید تا زمان هایی که به استجابت دعا کمک میکند صحبت کنیم و روش هایی را برای مستجب شدن دعا را بیان کنیم .

doa-nazdoone-com

در زیر به روش ها و زمان هایی که باعث مستجاب شدن زودتر دعا می شود اشاره ای میکنیم با نازدونه همراه شما هستیم

بهترین زمان های استجابت دعا

زمان زایل شدن آفتاب از دائره نصف النّهار است، و دیگرى نزد شنیدن اذان براى هر نماز، و دیگرى ساعت اوّل از روز جمعه، و دیگرى ساعت آخر از روز جمعه، و دیگرى سه یک آخر از همه شبها که آن را وقت سحر گویند، و دیگرى تمام شب جمعه، و دیگرى وقت آمدن باران، و دیگرى بعد از هر نماز واجب، و دیگرى بعد از نماز شام هر گاه به سجده رود، و دیگرى در وقت گریه و تضرع و زارى، و دیگرى وقتى که آفتاب به قدر یک نیزه مانده باشد که به وقت ظهر رسد در هر روز.
ابن طاوس گوید که: بعضى از این اوقات روایت دارد و بعضى از اینها به تجربه رسیده است.
و از جمله شرائط دعا کردن آن است که اوّل ابتدا به حمد و ستایش خداى تعالى و صلوات بر محمّد و بر آل او علیهم السلام کند پس آنگاه حاجت خود را نام برده، از جناب اقدس الهى درخواست نماید.
و دیگر آنکه خواننده دعا باید که بداند که دعا کردن و زارى نمودن در خلوت و پنهانى بهتر از دعاى بلند و آشکار و در میان مردمان است.
و از جمله صفات دعاکننده آن است که دل او از یاد آوردن خداى تعالى و نعمتهاى دنیوى و اخروى او و از ترس عقوبتها و عذابهاى دنیوى و اخروى غافل نباشد و به فکرها و خیالات نامشروع و وسوسه‏هاى شیطانى مشغول نگردد.
مهج الدعوات و منهج العنایات، علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن طاووس الحسینی.

 

روش هایی که برای مستجاب شدن دعا کمک می کند

اگر دیدى اجابت دعایت به تاخیر افتاد، سزاوار است که به قضاى الهی راضى باشى و آن را حمل بر خیر کنى . و بدانى که حتما آن حالى که فعلا عین صلاح تو است ، چون تنها در این صورت است که به درجه عالى ، تفویض و واگذار کردن کارها به ذات اقدس الهی خواهى رسید. در این مورد از رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – روایت شده که فرمود:
* لا تسخطوا نعم الله ، و لا حوا على الله ، و اذا ابتلى احدکم فى رزقه و معیشه فلا یحدثن شیئا یساله فى ذلک حتفه و هلاکه ولکن لیقل :
اللهم بجاه محمد واله الطیبین ان کان ما کرهته من امرى هذا خیرا لى و افضل فى دینى فصبرنى علیه و قونى على احتماله و نشطنى بثقله ، و ان کان خلاف ذلک خیرا فجد على به و رضنى بقصائک على کل حال فلک الحمد .
یعنى : از نعمت هاى الهى بدتان نیاید و فکر نکرده از خدا چیزى طلب نکنید.
و اگر بلائى در روزى و زندگانى یکى از شما پدیدار شد، مبادا چیز دیگرى از خدا طلب کند چون شاید آن چیز جدید، موجب مرگ و نابودى او شود، بلکه اینگونه بگوید:
بار خدایا! تو را به جاه و جلال محمد و آلش – صلى الله علیه وآله و سلم – قسمت مى دهم ! اگر این مسئله اى که مرا ناراحت کرده ، برایم خیر است ، مرا نسبت بدان صبور گردان و نه تنها قوت بر تحملش عنایت کن ، بلکه مرا نسبت بدان با نشاط نیز بگردان . اما اگر خلاف آن برایم خیر است ، پس همان (خلاف) را به من ببخش . به هر حال مرا نسبت به قضاى خود، راضى گردان که تنها تو سزاوار ستایشى .
و آنچه که از امام صادق – علیه السلام – روایت شده نیز همین معنا را مى رساند که : خداى متعال به موسى بن عمران – علیه السلام – اینگونه وحى کرد:
*  یا موسى ما خلقت احب الى من عبدى المومن ، و انى انما ابتلیته لما هو خیر له ، و اعافیه لما هو خیر له ، و انا اعلم بما یصلح عبدى علیه ، فلیصبر على بلائى ، و لیشکر على نعمائى ، اثبته فى الصدیقین عندى اذا عمل برضائى و اطاع امرى .
یعنى : اى موسى ! احدى را محبوبتر از بنده مومنم خلق نکردم و اگر او را مبتلا بر بلایى مى سازم یا از آن معافش مى دارم ، حتما به خیر و صلاح اوست ؛ چون من صلاح او را بهتر مى دانم . پس در موارد بلا، سزاوار است صابر و در موارد نعمت ، شاکر باشد تا او را نزد خود جزء صدیقین قرار بدهم . و این وقتى است که مطابق رضاى من عمل کند و فرمان مرا اطاعت نماید .
*  یا عبادى اطیعونى فیما امرتکم به ولا تعلمونى بما یصلحکم فانى اعلم به ولا علیکم بمصالحکم .
یعنى : اى بندگان من ! هر فرمانى که دادم اطاعتش کنید، مبادا بخواهید مصالح خود را به من بیاموزید؛ چون من خود بهتر از شما مى دانم و بخیل هم نیستم (تا بگویند مصلحت ما را مى داند و نمى دهد) .
و از رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – روایت شده است که فرمود:
*  یا عباد الله ، انتم کالمرضى ، و رب العالمین کالطبیب ، فصلاح المرضى بمایعلمه الطبیب و یدبره لا فیما یشتهیه المریض و یفتر حه ، الا فسلموا الله امره تکونوا من الفائزین .
یعنى : اى بندگان خدا! شما همانند مریض هستید و پروردگار عالمین همانند طبیب است و صلاح مریض در آن چیزى است که طیب آن را مى آموزند و عاقبت اندیشى مى کند، نه در اشتهاى مریض و خواسته های بى جایش ، پس تسلیم فرمان حق باشید تا رستگار و پیروز گردید .
از امام صادق – علیه السلام – نیز آمده است :
* عجبت للمرء المسلم لا یفضى الله بقضائه الا کان خیراله ، ان قرض بالمقاریض کان خیرا اله ، و ان ملک مشارق الارض و مغاربها کان خیرا له .
یعنى : حالات مرد مسلمان موجب شگفتى است ، هر حکمى که ذات اقدس الهی در مورد او جارى کند براى او خیر مى باشد، اگر با قیچى قطعه قطعه گردد خیر اوست کما اینکه اگر مالک شرق و غرب عالم گردد نیز، براى وا خیر خواهد بود .
و از آن حضرت است که خداوند متعال مى فرماید:
*  لیحذر عبدى الذى یستبطى ء رزقى ان اغضب فا فتح علیه بابا من الدنیا .
یعنى : آن بنده اى که گمان مى کند من روزى خود را دیر به او مى رسانم ، باید خود را از غضب من نگه دارد (و چنین گمانى را بر طرف نماید) که مبادا( در اثر همین خیالش ) بابى از دنیا را بر او بگشایم .
و از جمله سخنانى که ذات اقدس الهی بر داوود نبى – علیه السلام – وحى فرستاد این است که :
* من انقطع الى کیفته و من سالنى اعطینه و من دعانى اجبته . یعنى : هر کس به من روى کند و از غیر من قطع امید بنماید، او را کفایت مى کنم (و کارهایش را بر عهده مى گیرم و به انجام مى رسانم ) هر که از من درخواست کند به او عطا خواهم کرد و هر که مرا بخواند، جوابش را خواهم داد .
*  و انما اوخر دعوته و هی معلقه و قد استجبتها له حتى یتم قضائى فاذا تم قضائى انفذت ما سال .
یعنى : و اگر دعاى اجابت شده او را معلق مى گذارم و آن را به تاخیر مى اندازم به خاطر این است که حکم و قضاى من به درجه اتمام و اکمال برسد (و تمام مصالح آن فراهم گردد) و وقتى به این درجه رسید، درخواستش را انجام خواهم داد .
* قل للمظلوم : انما اوخر دعوتک و قد استجبتها لک على من ظلمک حتى یتم قضائى لک على من ظلمک لظروب کثیره غابت عنک و انا احکم الحاکمین .
یعنى : اى داود! به مظلوم بگو: اگر من دعاى مستجاب شده ات علیه کسى که به تو ظلم روا داشته را به تاخیر مى اندازم ، به خاطر کامل شدن قضا و فراهم آمدن جهات مصلحت آن است ، این جهات بسیار زیاد بوده ، تو آن را نمى دانى ولى من احکم الحاکمین هستم ( دستوراتم بى پایه و بى سابقه نیست بلکه استوارترین احکام از من صادر مى شود .
آیین بندگى و نیایش ( ترجمه ى عده الداعى) حسین غفارى ساروى. جمال السالکین شیخ احمد بن فهد حلى (قدس سره الشریف).

دسته بندی : خواندنی و دیدنی, سرگرمي
برچسب ها :

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد