اس ام اس غمگين ابان 92


sms ghamgin

.
چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم
بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم

 .
.
.
.
هوای مردن…

بیخ گوش من است…!

همان جایی که روزی…

رد نفس های تو بود….!
.
.
.
.
یکی بیاید دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش . . .

کلافه کرده اند مرا !!

بس که نق می زنند به جانم . . .

خسته شده ام از گذر خاطرات . . .
.
.
.
.
روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت! ؟ ؟

اما من از روزها و روزگار گذشتم.بگذرید از من
.
.
.
.
وقتی به پایان “من و تو” اندیشیدی
باورت نبود که پایان من و تو فقط پایان “ما” نیست
آغاز دنیایی است بی “ما”
و دنیا بدون “ما ”
پر است از هزاران “من و تو” ی تنها!
.
.
.
.
ببیـــــــن
من هم
مثل خــــــیلی از عاشـــــق ها
از تو یـــــادگاری دارم
ولــــی
یــــادگـــاری من
با بقیه فــــرق دارد
یــــــادگــــــاری مــــن
از تو
ســــینه ای پر از درد اســـــت …
.
.
.
.
امروز رگ احساسم را با ” تیغ بی تفاوتی” زدم…!!!
قید احساسم را زده ام اما…
تو راحت باش…!

حالا که رفته ای غمگینم

به سراغ حافظ می روم

همین را می گوید :

برود از دل ِ من وز دل ِ من آن نرود

یارم از من بی سببب رنجید و رفت

گریه را دید و بر من خندید و رفت

وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت

قصه ناگفته ها را نشنید و رفت

تشنه بودم همچو دشتی پر عطش

مثل باران بر تنم بارید و رفت

گل فراوان بود از باغ من

غنچه ای نشکفته را برچید و رفت

.

بی تو پیمودن شب ها شدنی نیست

شب های پر از درد که فردا شدنی نیست

گفتم که برایت بفرستم دل خود را

افسوس که نامه دلم تا شدنی نیست

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه را تر کردم

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

وابستگی ام را به تو باور کردم

عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟

عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است

مرا نمی خواهی دیگر می دانم

حتی اگر مرا ببینی هم نمی شناسی مرا دیگر می دانم

اینک همان نامه ای که برایم نوشتی را می خوانم

چه عاشقانه نوشته ای همیشه با تو می مانم

.

ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست

اشک های روی گونه ام دیدنی نیست

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست

آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست

غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست

هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست

که من کال ماندم و به تو نمی رسم

در قفس افتاده ام فکر رهایی نیستم

دل به عشقت داده ام فکر جدایی نیستم

میدانم دیگر برای من نیستی اما دلی که با تو باشد این حرفها را نمی فهمد …
.
.
گاهی اونقدر خسته میشویم که خستگیمون در نمیشه ، “درد” میشه !
.
.
زنده ام نه ازجانی که مانده ، از استخوان های لجبازی که روی هم ایستاده اند !
.
.
این روزها خیلی چیزها دست من نیست ؛ مثل دستهایت !

.
.
خیلـی حــرف اسـت …
کـــه تــــو هـــر روز در گلـــویت
خــــاری کشنـــده احســـــاس کنــی
بـــــــرای کســـی کــه
” بـــدانــــی “
حتــــی یک بــار در عمـــرش
بــه خــاطـــــــر تـــو ” بغـــض ” هـــم نکــــرده اسـت…
.
.
.
.
گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم را ، لطفا نگوید کسی “ دوستم داشته باش ”
این یک قلم جنس را نداریم . . .
تمام شد . . .
من تعطیلم !
.
.
.
.
گــــــاهی
احســـــــاس میکنم روی دست خدا مانده ام. . .
خستـــــــه اش کرده ام. . .
خودش هم نمی داند بامن چه کند! ! !
.
.
.
.
پزشکی قانونی علت مرگ نامبرده را ؛ بسته شدن روزنه های امید ذکر کرد . . .
.

پاسخ دهید